تو مپندار كه از عشق تو دل بر گيرم
ترك روي تو كنم دل بر دگري گيرم
بعد صد سال اگر از سر قبرم گذري
من كفن پاره كنم عشق تو از سر گيرم
.
در سكوت دادگاه سرنوشت
عشق بر ما حكم سنگيني نوشت
گفته شد دلداده ها از هم جدا
واي بر اين حكم واين قانون زشت
.
اگر روزي دلت لبريز غم بود
گذارت بر مزار كهنه ام بود
بگو اين بي نصيب خفته در خاك
يه روزي عاشق و ديوانه ام بود
.
شبي از سوز گفتم قلم را
بيا بنويس غم هاي دلم را
قلم گفتا برو بيمار عاشق
ندارم طاقت اين بار غم را
.
بيا تنها هوادار دلم باش
يگانه گل به گلذان دلم باش
به وقت غم پرستاري ندارم
بيا انجا پرستار دلم باش
.
اي باغبان در باز كن من مرد گلچين نيستم
خود گلي دارم كه محتاج گل كس نيستم
.
پروانه به شمع بوسه زد بال و پرش سوخت
بيچاره از اين عشق سوختن اموخت
فرق من و پروانه در اين است
پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت
.
تا نباشد اين جداي ها
كس نداند قدر ياران را
كوير خوشك ميداند
بهاي قطره باران ره
.
من با تو چقدر ساده رفتم بر باد
تو نام مرا چه زود بردي از ياد
من حبه ي قند كوچكي بودم كه
از دست تو در پياله چاي افتاد
نظرات شما عزیزان:
|